قیام زندیقی از قزوین
در كتاب غيبت از محمد بن حنفيه روايت شده كه گفت
: از او (گويا مقصود پدرش اميرالمؤمنين (ع) باشد ) پرسيدم اين امر كي واقع مي شود ؟ و چه وقت خواهد بود ؟ حضرت سر خود را تكان داد آنگاه فرمود:چگونه اين امر واقع شود و حال آنكه زمانه هنوز فشار و سختي خود را وارد نساخته و بر برادران من جفا ننموده است ؟ چگونه ممكن است آن امر واقع شود و حال آنكه هنوز آن سلطان ظلم و ستم نكرده است؟
چگونه اين به وقوع مي پيوندد و حال آنكه هنوز آن زنديق از قزوين قيام نكرده كه پرده ناموس مردم آنجا را بدرد و سران آنها را تكفير كند و حصار آنرا تغيير دهد و بهجت آن را از ميان ببرد ؟ هركس از آن زنديق فرار كند او را به چنگ آورد
. هركس با او جنگ كند به قتل رساند و هر كس از وي كناره گيري كند فقير شود و هركس از او متابعت كند كافر گردد. تا آنكه مردم دو دسته مي شوند، يك دسته براي از دست رفتن دين خود گريه مي كنند و دسته ديگر براي از دست رفتن دنياي خود مي گريند.-1اما حديثي كه از پيغمبر
(ص) روايت شد كه فرمود : مردي از قزوين خروج مي كند كه اسم او اسم پيغمبر مي باشد، مؤمن و مشرك به طاعت او سرعت مي كنند ، كوهها را از رعب پر مي كند. ظاهر او آنستكه مراد غير از اين زنديق است و احتمال مي رود تطبيقش با آنكه از ديلم خروج كند باشد، چنانكه خواهد آمد . والله العالم -21-
بر گرفته از كتاب مهدي موعود ، علامه مجلسي، ترجمه علي دواني،ص 9862-
برگرفته از كتاب "مهدي منتظر"،تاليف حاج شيخ محمد جواد خراساني،ص 112+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 15:27  توسط رضا
|
