تبليغاتX
.::آخرالزمان::.

.::آخرالزمان::.

بررسی پیرامون شرایط و نشانه های ظهور

وارد شدن ترکها به جزیره و رومیها به رمله

حضرت باقر (ع) در ذكر سقوط مقداري از مسجد دمشق و در حديث ديگر بعد از خسف جابيه از قراي دمشق فرمود:

و مارقه اي (خارج از دين شده اي) خروج مي كند از ناحيه ترك در عقب او هرج و مرج است و زود باشد كه اخوان ترك رو آورند تا به جزيره فرود آيند (جزيره بصره و نواحي آن است) و زود باشد كه مارقه روم رو آورند تا به رمله فرود آيند (رمله بلده اي است از بلاد شام و مواضع ديگر نيز هست از جمله رمله مصر نيز معروف است اما مراد رمله شام است) . عمار ياسر گفت هرگاه ترك و روم بر شما لشكر بر انگيزد و تجهيزش كنند و ترك با روم مخالفت كنند و بهم درافتند تا اينكه گفت ترك به جزيره و روم به فلسطين فرود آيد تا اينكه دو لشكر در قرقيسا بر لب نهر تلاقي كنند و در آنجا قتال عظيمي شود.1

زمين جزيره همان سرزمين عراق است كه در مابين دو نهر واقع شده است و اين اصطلاح در قديم معروف بوده است.

اين سرزمين مدتها تحت سلطه تركان عثماني بود كه از سال 941 هجري آغاز و تا قرن چهارده ادامه داشت و در سال 1335 هجري در ضمن جنگ جهاني اول به اشغال انگلستان در آمد و اين از جمله پيش گويي هايي است كه بعد از صدور و نوشته شدن در كتب حديث بعد از چندين قرن اتفاق افتاده است . زيرا شيخ مفيد صاحب كتاب ارشاد در سال 413 از دنيا رفته است و اشغال تركها 520 سال بعد از او انجام گرفته و لذا اين حديث از اين جهت از معجزات بشمار مي رود.

رومي در زبان دوران ائمه (ع) با اروپاييها عموما گفته مي شد و رمله منطقه اي است در مصر و نيز در شام و به هر دو صورت اين روايت يك پيشگويي از استعمار فرنگي است. اما نسبت به مصر، به فرماندهي ناپلئون بناپارت در آن حمله مشهورش كه به مصر نمود صدق مي كند. اما نسبت به سوريه ، اشغال فرنگيها با اخراج عثمانيها از آنجا بعد از جنگ جهاني اول شروع مي شود.هركدام كه باشد پيشگويي واقع شده است و از نظر تاريخي صحيح است و از جمله معجزاتي به شمار مي آيد كه قبل از وقوع در ماخذ و كتب حديثي ثبت شده است.2

1-      برگرفته از كتاب "مهدي منتظر"،تاليف حاج شيخ محمد جواد خراساني،ص 154

 2- بر گرفته از كتاب "تاريخ غيبت كبري" نوشته:"سيد محمد صدر" ترجمه:"دكتر سيد حسن افتخار زاده"ص 588

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 13:56  توسط رضا  | 

حوادث آخرالزمان از کلام شیخ مفید

شيخ مفيد در كتاب "ارشاد" مي فرمايد:رواياتي بما رسيده است كه متضمن ذكر علامات امام زمان و ظهور قائم است ،و مشتمل بر حوادثي است كه پيش از آمدنش واقع مي شود و هم آيات و علائمي خواهد بود از جمله:

خروج سفياني، كشته شدن سيد حسني و نزاع بني عباس بر سر سلطنت دنيوي و گرفتن قرص آفتاب در نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن ماه  ،در "بيدا"زمين فرو مي رود و يك فرو رفتگي در زمين مغرب و ديگري در مشرق پديد مي آيد .آفتاب از ظهر تا عصر از حركت مي ايستد و آفتاب از سمت مغرب طلوع مي كند و مردي پاك دل با هفتاد مرد صالح در بيرون كوفه به قتل مي رسند.و كشته شدن مردي هاشمي در بين ركن و مقام و خراب شدن ديوار مسجد كوفه و آمدن پرچمهاي سياه از خراسان و خروج مرد يمني و قيام مردي از اهل مغرب در مصر و تصرف شهر شامات توسط وي و فرود آمدن لشكر ترك در جزيره و روميان در رمله و طلوع ستاره اي از شرق كه مانند ماه مي درخشد، آنگاه گرفته شود و كماني به طوريكه دو سر آن مي خواهد به هم برسد و سرخي در آسمان پديد آيد و در اطراف آسمان پخش گردد و آتشي دراز در مشرق نمايان مي شود و سه روز يا هفت روز در هوا مي ماند و عرب از قيد ذلت آزاد مي گردند و شهرها را تصرف نموده و از فرمان پادشاه عجم بيرون مي آيند.

اهل مصر حاكم خود را مي كشند و شام ويران مي شود سه لشكر با پرچمهاي مشخص در آنجا به جان هم مي افتند ،پرچمهاي قيس و عرب به مصر درآيند و پرچم كند بحران مي رود و لشكري از جانب مغرب مي آيد و در خرابه هاي حيره منزل مي كند . پرچمهاي سياه از مشرق به طرف حيره مي آيند و شكافي در نهر فرات پديد مي آيد و آب آن كوچه هاي كوفه را مي گيرد.شصت نفر دروغگو كه همه مدعي پيغمبري هستند خواهند آمد و قيام دوازده نفر از نسل ابوطالب كه همه ادعاي امامت دارند .بستن پلي در بغداد نزديك محل كرخ ، و برخاستن باد سياهي در اول روز در بغداد  و هم زلزله اي در آنجا مي آيد كه بسياري از مردم را در زمين فرو مي برد .و ترس بر اهل عراق و مردم بغداد مستولي مي شود. و مرگهاي سريع آنها را از پاي در مي آورد . و آفت به جان و مال و محصول آنها مي افتد. و ملخ هاي به موقع و بي موقع مي آيد و غله و كشت و زرع آنها را مي خورد و زراعت آنها تقليل ميابد.

دو دسته از مردم عجم به جان هم افتاده ، خون بسياري در ميان آنها ريخته مي شود. بردگان از فرمانبرداري آقايان خود سر باز مي زنند و ارباب خود را به قتل مي رسانند. و بعضي از بدعت گذاران دين از صورت آدمي بيرون مي آيند و به صورت ميمون و خوك مي شوند و بردگان بر شهرهاي بزرگ غلبه يابند و صدايي از آسمان مي آيد به طوريكه تمام ساكنان زمين هر كس با زبان خود آنرا مي شنود. و يك صورت و سينه براي مردم در نور آفتاب آشكار مي شود . و مردگاني از قبرها بيرون آمده به دنيا بر مي گردند و با مردم معاشرت نموده به ملاقات يكديگر مي روند ، آنگاه اين علائم با آمدن بيست و چهار باران ختم مي شود.

سپس زمينهاي مرده زنده و سر سبز شده، بركات آن آشكار مي گردد و تمام بدبختيها از پيروان حق يعني شيعيان مهدي (عج) بر طرف مي شود. در آن هنگام متوجه مي شوند كه او از مكه ظهور مي كند و براي ياري او به مكه مي روند. جنانكه در اخبار آمده است.

سپس شيخ مفيد مي گويد : پاره اي از اين وقايع حتمي است كه بايد واقع شود و پاره اي مشروط به شرايطي است.

بر گرفته از كتاب "مهدي موعود"،علامه مجلسي،ترجمه علي دواني،ص 996

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 13:54  توسط رضا  | 

تقسیم بندی روایاتی که آینده را پیش بینی کرده اند

رواياتي كه دلالت بر وقوع رويدادهاي مشخصي در آينده مي كند سه گونه است:

اول :رواياتي كه به صراحت مربوط به ظهور حضرت بقيةالله است. چنانكه اين صراحت را در بسياري از روايات شيعه اماميه مي بينيم كه همگي به همين منظور براي اثبات اين هدف گرد آوري شده اند و از نشانه ها و علائم قيامت كه بعد از ظهور به وجود مي آيد كمتر صحبت به ميان آمده است.

دوم :رواياتي كه مربوط به قيامت و معاد است. اين روايات بيشتر در كتب و منابع   روايي اهل سنت به چشم مي خورد كه فقط اندكي از آنها مربوط به حضرت مهدي (عج) است.

سوم :رواياتي كه نسبت به اين دو موضوع بحثي ندارند، بدان معني كه حوادثي را نسبت به آينده پيش گويي كرده بدون اينكه مشخص كند كه آيا مربوط به ظهور حضرت مهدي (عج) است و يا مربوط به قيامت.

در هر دو مورد اول و دوم ، دو قسم روايات متشابه و نظير يكديگر وجود دارد :

اول:آنگونه رواياتي كه دلالت مي كند بر وقوع حادثه پيش از ظهور و پيش از قيام قيامت و چسبيده به آنها ،كه فاصله بين آن حوادث و ظهور حضرت و يا قيام قيامت مدتي كوتاه و فقط چند روز است مانند رواياتي كه مربوط به كشته شدن نفس زكيه است كه مي گويد فاصله بين آن و ظهور حضرت بقيةالله فقط پانزده روز است.

دوم :رواياتي كه دلالت بر وقوع حوادثي پيش از ظهور حضرت و يا قبل از قيام قيامت دارد، بطوري كه امكان دارد فاصله بين آن دو موضوع مدتي بسيار باشد و در روايت گفته نشده كه فاصله اندك است و نزديك به هم مي باشند. چنانكه در برخي روايات آمده است كه حضرت مي فرمايند : ساعت برپا نخواهد شد مگر اينكه اين حوادث رخ دهند و سخناني ديگر به همين عبارت.

بر گرفته از كتاب "تاريخ غيبت كبري" نوشته:"سيد محمد صدر" ترجمه:"دكتر سيد حسن افتخار زاده"ص 542

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 13:53  توسط رضا  | 

پیشگویی هایی از پیامبر (ص)

در كتاب جامع الاخبار از جابر بن عبدالله انصاري روايت شده است كه گفت : در سال حجة الوداع با پيغمبر (ص) به حج رفتم . پيغمبر (ص) بعد از انجام اعمال حج آمد تا با خانه خدا توديع كند. حلقه در را گرفت و با صداي رسا فرمود:"اي مردم" با اين صدا تمام مردمي كه در مسجدالحرام و بازار بودند، جمع شدند. آتگاه پيغمبر(ص) فرمود: اي مردم آنچه را كه بعد از من روي مي دهد و هم اكنون به شما ميگويم از من بشنويد و حاضران به غايبان برسانند.

سپس پيغمبر(ص) گريست بطوريكه از گريه حضرت همه مردم گريستند. چون حضرت از گريستن آرام گرفت فرمود: اي مردم خدا شما را بيامرزاد. بدانيد كه شما از اين روز تا صد و چهل سال بعد مانند برگي هستيد كه خار نداشته باشد، آنگاه تا دويست سال بعد برگ و خار خواهد داشت و بعد از آن خار بدون برگ است. بطوريكه در آن زمان جز سلطان ظالم يا ثروتمند بخيل يا عالم دنيا پرست يا فقير دروغگو يا پيرمرد زناكار يا بچه بي آبرو و يا زن احمق ديده نمي شود. آنگاه پيغمبر(ص) گريست. سلمان فارسي عرض كرد يا رسول الله بفرماييد بدانيم كي واقع مي شود؟

فرمود اي سلمان در زماني كه علماي شما كم شوند و قاريان شما از ميان بروند و زكوة خود را ندهند و كارهاي زشت خود را آشكار سازند و صداي شما در مساجد بلند شود و امور دنيا را روي سر بگذاريد و دانش را زير پا، سخنان شما دروغ و شيريني گفتارتان غيبت،و آنچه بدست آوريد حرام باشد نه بزرگان شما به كوچكتر رحم كنند و نه كوچكتران احترام بزرگتران را نگه دارند.

در آن اوقات آثار غضب خدا بر شما فرود مي آيد و سختي شما را به همان وضع در ميان شما قرار مي دهد و در ميان شما از دين جز لفظ آن كه بر زبان مي آوريد باقي نمي ماند . هنگامي كه اين خصلتها را پيدا كرديد منتظر باد سرخ و يا مسخ شدن يا سنگباران باشيد. آنچه اين را تصديق مي كند در كتاب خدا هست و آن اين آيه است :

 

قل هو قادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الايات لعلهم يفقهون (انعام 65)

اي پيغمبر بگو : خداوند قادر است كه عذابي از بالاي سر يا زير پاهايتان برشما برانگيزد يا اينكه لباس تفرق برشما بپوشاند و مزه سختي بعضي از شما را به بعضي ديگر بچشاند.ببين چگونه ما اين علامات را مي گردانيم تا اينكه آنها بفهمند.

 

در اين وقت جمعي از اصحاب برخاستند و عرض كردند: يا رسول الله بفرماييد بدانيم اين ها كه فرموديد كي پديد مي آيد ؟ فرمود : هنگامي كه نماز را از اوقات خود به تاخير بياندازند و شهوتراني و شرابخواري پيشه گيرند و به پدران و مادران ناسزا بگويند بطوريكه مال حرام را غنيمت و پرداخت زكوة را زيان ببينند، مرد از زن خود اطاعت كند و به همسايه آزار رساند و پيوند خويشي را قطع كند.

رحم بزرگان از ميان رود و حياي كوچكتران كم شود ، ساختمانها را محكم سازند و به نو كر و كلفت ستم كنند و از روي هواي نفس شهادت دهند و به ظلم حكم كنند و مرد پدرش را لعنت كند و به برادرانش حسد ورزد و شركاء در معامله خيانت كنند وفا كم شود و زنا شيوع يابد و مردان خود را به لباس زنان بيارايند و روسري حيا از سر زنها برداشته شود و خودفروشي در دلها راه يابد مانند زهر كه در بدنها رخنه مي كند. كارهاي خوب  كم شود و گناهان آشكار گردد و واجبات الهي از نظر بيافتد و با گرفتن مال، صاحب مال را ستايش كنند و ثروت را در راه خوانندگي صرف كنند و سرگرم دنيا گردند و از توجه به آخرت باز مانند ، تقوي كم و طمع زياد شود و هرج و مرج پديد آيد . مؤمنين خوار و اهل فسق عزيز گردند. مساجد آنها با اذان گفتن آباد و دلهاي آنها از ايمان خالي گردد. قرآن را سبك بشمارند  و شخص با ايمان هرگونه خواري از آنها ببيند.

در آن اوقات مي بيني كه صورت آنها صورت آدمي ولي دلهايشان شياطين است. سخنان آنها از عسل شيرينتر و دلهايشان از حنظل تلخ تر است. آنها گرگاني هستند كه لباس آدمي پوشيده اند . در آن موقع روزي نيست كه خداوند به آنها نفرمايد: آيا از رحمت من مغرور شده ايد يا بر من جرات پيدا كرده ايد.

افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون (مؤمنون 117)

آيا گمان كرده ايد كه شما را بيهوده آفريده ام و بسوي من باز گشت نمي كنيد ؟

به عزت وجلال خودم سوگند اگر به خاطر آنها كه از روي اخلاص مرا عبادت مي كنند نبود به اندازه يك چشم بهم زدني به كساني كه نافرماني من مي كنند مهلت نمي دادم.

اگر به واسطه تقواي پرهيزكاران بندگانم نبود يك قطره باران از آسمان فرو نمي فرستادم و يك برگ سبز از زمين نمي رويانيدم. شگفت از مردمي كه اموالشان را خداي خود مي دانند و آرزوهايشان طولاني و عمرشان كوتاه است. در عين حال چشم دارند كه در جوار رحمت حق منزل كنند . در صورتيكه جز با عمل به آن نمي رسند و عمل هم بدون عقل كامل نمي شود.

بر گرفته از كتاب مهدي موعود ، علامه مجلسي، ترجمه علي دواني،ص 1045

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 13:51  توسط رضا  |